السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
61
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
فلسفهء اصلى جانشينى انسان در روى زمين است . و نحوه تعليم اسماء به آدم ( ع ) يا به صورت « آفرينش علمى » كه ضرورى و لازمه خلقت او بود بوقوع پيوسته و يا اينكه به شكل « القايى رحمانى » در نفس آدم شكل گرفته است . و منظور از جمله « ثم عرضهم » معرفى ضمنى مسمّى و حقائق اسمائى است كه بر آن دلالت يافته است . و در جواب كسانى كه گويند : « فرشتگان اگر از خداوند خواسته بودند تا بدانها نيز علمى همانند آدم ارزانى دارد بدون شك آنها نيز به آنچه آدم مىدانست نيز مطلع مىگشتند » بايد گفت كه ملائكه خود پاسخ خويش را دادهاند إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ و از طرفى اقتضاى حكمت ، قرار دادن هر چيزى در موضع خاص خويش است و حكمت الهى نيز اين گونه اقتضا مىكرد كه اين القاء و تعليم مناسب آدم ( ع ) تشخيص داده شود و نه فرشتگان . [ 1 ] از امام صادق ( ع ) روايتى است كه فرمودند : دليل ناميدن آدم به اين اسم بدان خاطر است كه او از اديم و پوسته و قشر زمين آفريده شده است . [ 2 ] و شيخ صدوق عليه الرحمه مىفرمايد : « اديم نام چهارمين لايهء درونى زمين است و آدم ابو البشر از آن خلق شده است . [ 3 ] و از امام صادق ( ع ) روايتى است كه فرمودند : حواء را بدين اسم ناميدند چرا كه او از حىّ يعنى آدم آفريده شده است . [ 4 ] در اصل اشتقاق اسم آدم ( ع ) اختلاف نظر وجود دارد بعضى گفتهاند اسمى غير عربى است و بدون اشتقاق مانند آزر و گروهى معتقدند كه آن مشتق از « ادمة » است به معناى گندم گون بودن و بعضى قائلند كه مشتق از آدم و به معناى الفت و اتفاق است . اما حواء مشتق از حى يا حيوان است و از اشتقاقات نادر و يا جعلى است مانند لاين و تأمر . [ 5 ] شيخ صدوق از ابن سلام نقل فرمودند كه از پيامبر ( ص ) سؤال شد كه آيا سرشت
--> [ 1 ] انوار التزيل - ج 1 - ص 18 - 20 و بحار الانوار - ج 11 - ص 97 - 99 [ 2 ] علل الشرايع - ص 14 و اثبات الوصيه - ص 15 [ 3 ] علل الشرايع - ص 14 [ 4 ] علل الشرايع - ص 16 [ 5 ] بحار الانوار . ج 11 - ص 100 و 101